مفرد
die
Todesstrafe
مجازات اعدام
جمع: die Todesstrafen
چرا اسم Todesstrafe حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Todesstrafe
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Todesstrafe | eine Todesstrafe | keine Todesstrafe |
| Akkusativ | die Todesstrafe | eine Todesstrafe | keine Todesstrafe |
| Dativ | die Todesstrafe | eine Todesstrafe | keiner Todesstrafe |
| Genitiv | der Todesstrafe | einer Todesstrafe | keiner Todesstrafe |
| Nominativ | die Todesstrafen | Todesstrafen | keine Todesstrafen |
| Akkusativ | die Todesstrafen | Todesstrafen | keine Todesstrafen |
| Dativ | die Todesstrafen | Todesstrafen | keinen Todesstrafen |
| Genitiv | der Todesstrafen | Todesstrafen | keiner Todesstrafen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Todesstrafe در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die Todesstrafe ist umstritten.مجازات اعدام بحث برانگیز است. | Eine Todesstrafe ist grausam.یک مجازات اعدام ظالمانه است. | Keine Todesstrafe ist gerecht.هیچ مجازات اعدامی عادلانه نیست. |
| Akkusativ | Ich lehne die Todesstrafe ab.من مجازات اعدام را رد می کنم. | Er fordert eine Todesstrafe.او مجازات اعدام را درخواست می کند. | Wir wollen keine Todesstrafe.ما هیچ مجازات اعدامی نمی خواهیم. |
| Dativ | Ich bin gegen die Todesstrafe.من مخالف مجازات اعدام هستم. | Er spricht über eine Todesstrafe.او درباره یک مجازات اعدام صحبت می کند. | Sie stimmt keiner Todesstrafe zu.او با هیچ مجازات اعدامی موافق نیست. |
| Genitiv | Die Abschaffung der Todesstrafe ist wichtig.لغو مجازات اعدام مهم است. | Das ist die Geschichte einer Todesstrafe.این داستان یک مجازات اعدام است. | Ich kenne die Details keiner Todesstrafe.من جزئیات هیچ مجازات اعدامی را نمی دانم. |
| Nominativ | Die alten Todesstrafen sind verboten.مجازات های اعدام قدیمی ممنوع هستند. | Viele Todesstrafen sind abgeschafft.بسیاری از مجازات های اعدام لغو شده اند. | Keine Todesstrafen existieren hier.هیچ مجازات اعدامی اینجا وجود ندارد. |
| Akkusativ | Sie bekämpfen die alten Todesstrafen.آنها با مجازات های اعدام قدیمی مبارزه می کنند. | Man diskutiert viele Todesstrafen.بسیاری از مجازات های اعدام مورد بحث قرار می گیرند. | Wir akzeptieren keine Todesstrafen.ما هیچ مجازات اعدامی را نمی پذیریم. |
| Dativ | Ich bin gegen die alten Todesstrafen.من مخالف مجازات های اعدام قدیمی هستم. | Er spricht über vielen Todesstrafen.او درباره بسیاری از مجازات های اعدام صحبت می کند. | Sie stimmt keinen Todesstrafen zu.او با هیچ مجازات اعدامی موافق نیست. |
| Genitiv | Die Geschichte der alten Todesstrafen ist lang.تاریخ مجازات های اعدام قدیمی طولانی است. | Das ist die Analyse vieler Todesstrafen.این تحلیل بسیاری از مجازات های اعدام است. | Ich kenne die Gründe keiner Todesstrafen.من دلایل هیچ مجازات اعدامی را نمی دانم. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Todesstrafe با der است یا die یا das؟
درست آن die Todesstrafe است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Todesstrafe مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Todesstrafe چیست؟
صورت جمع die Todesstrafe میشود die Todesstrafen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Todesstrafe به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Todesstrafe به فارسی یعنی “مجازات اعدام”.
صرف die Todesstrafe چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Todesstrafe حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Todesstrafe
- Akkusativ: die Todesstrafe
- Dativ: die Todesstrafe
- Genitiv: der Todesstrafe
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
جامعه و سیاست
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →