مفرد
der
Wetterbericht
گزارش هوا
جمع: die Wetterberichte
چرا اسم Wetterbericht حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Wetterbericht
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Wetterbericht | ein Wetterbericht | kein Wetterbericht |
| Akkusativ | den Wetterbericht | einen Wetterbericht | keinen Wetterbericht |
| Dativ | dem Wetterbericht | einem Wetterbericht | keinem Wetterbericht |
| Genitiv | des Wetterberichts | eines Wetterberichts | keines Wetterberichts |
| Nominativ | die Wetterberichte | Wetterberichte | keine Wetterberichte |
| Akkusativ | die Wetterberichte | Wetterberichte | keine Wetterberichte |
| Dativ | den Wetterberichten | Wetterberichten | keinen Wetterberichten |
| Genitiv | der Wetterberichte | Wetterberichte | keiner Wetterberichte |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Wetterbericht در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der neue Wetterbericht ist da.گزارش آب و هوای جدید اینجاست. | Ein guter Wetterbericht hilft uns.یک گزارش آب و هوای خوب به ما کمک میکند. | Kein klarer Wetterbericht existiert heute.امروز هیچ گزارش آب و هوای واضحی وجود ندارد. |
| Akkusativ | Ich lese den aktuellen Wetterbericht.من گزارش آب و هوای فعلی را میخوانم. | Wir brauchen einen neuen Wetterbericht.ما به یک گزارش آب و هوای جدید نیاز داریم. | Ich sehe keinen Wetterbericht im Radio.من هیچ گزارش آب و هوایی در رادیو نمیبینم. |
| Dativ | Ich glaube dem alten Wetterbericht nicht.من گزارش آب و هوای قدیمی را باور نمیکنم. | Er folgt einem schlechten Wetterbericht.او یک گزارش آب و هوای بد را دنبال میکند. | Ich vertraue keinem Wetterbericht mehr.من دیگر به هیچ گزارش آب و هوایی اعتماد نمیکنم. |
| Genitiv | Die Qualität des Wetterberichts ist hoch.کیفیت گزارش آب و هوا بالاست. | Der Inhalt eines Wetterberichts ist wichtig.محتوای یک گزارش آب و هوای مهم است. | Der Wert keines Wetterberichts ist klar.ارزش هیچ گزارش آب و هوایی مشخص نیست. |
| Nominativ | Die neuen Wetterberichte sind wichtig.گزارشهای آب و هوای جدید مهم هستند. | Gute Wetterberichte sind selten hier.گزارشهای آب و هوای خوب اینجا کمیاب هستند. | Keine guten Wetterberichte sind verfügbar.هیچ گزارش آب و هوای خوبی در دسترس نیست. |
| Akkusativ | Er hört die neuesten Wetterberichte.او آخرین گزارشهای آب و هوا را میشنود. | Wir suchen gute Wetterberichte online.ما به دنبال گزارشهای آب و هوای خوب آنلاین هستیم. | Ich finde keine Wetterberichte heute.من امروز هیچ گزارش آب و هوایی پیدا نمیکنم. |
| Dativ | Wir sprechen über den Wetterberichten.ما در مورد گزارشهای آب و هوا صحبت میکنیم. | Ich höre auf guten Wetterberichten.من به گزارشهای آب و هوای خوب گوش میدهم. | Ich folge keinen Wetterberichten mehr.من دیگر هیچ گزارش آب و هوایی را دنبال نمیکنم. |
| Genitiv | Die Genauigkeit der Wetterberichte ist wichtig.دقت گزارشهای آب و هوا مهم است. | Die Quelle guter Wetterberichte ist unbekannt.منبع گزارشهای آب و هوای خوب ناشناخته است. | Der Zweck keiner Wetterberichte ist klar.هدف هیچ گزارش آب و هوایی مشخص نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Wetterbericht با der است یا die یا das؟
درست آن der Wetterbericht است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Wetterbericht مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Wetterbericht چیست؟
صورت جمع der Wetterbericht میشود die Wetterberichte. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Wetterbericht به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Wetterbericht به فارسی یعنی “گزارش هوا”.
صرف der Wetterbericht چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Wetterbericht حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Wetterbericht
- Akkusativ: den Wetterbericht
- Dativ: dem Wetterbericht
- Genitiv: des Wetterberichts
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
آب و هوا
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →