مفرد
der
Widerstand
مقاومت
جمع: die Widerstände
چرا اسم Widerstand حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Widerstand
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Widerstand | ein Widerstand | kein Widerstand |
| Akkusativ | den Widerstand | einen Widerstand | keinen Widerstand |
| Dativ | dem Widerstand | einem Widerstand | keinem Widerstand |
| Genitiv | des Widerstands | eines Widerstands | keines Widerstands |
| Nominativ | die Widerstände | Widerstände | keine Widerstände |
| Akkusativ | die Widerstände | Widerstände | keine Widerstände |
| Dativ | den Widerständen | Widerständen | keinen Widerständen |
| Genitiv | der Widerstände | Widerstände | keiner Widerstände |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Widerstand در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der starke Widerstand ist spürbar.مقاومت قوی قابل توجه است. | Ein kleiner Widerstand bleibt oft.یک مقاومت کوچک اغلب باقی میماند. | Kein großer Widerstand ist hier.هیچ مقاومت بزرگی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Wir brechen den alten Widerstand jetzt.ما اکنون مقاومت قدیمی را میشکنیم. | Er leistet einen passiven Widerstand oft.او اغلب یک مقاومت منفعلانه ارائه میدهد. | Sie hat keinen offenen Widerstand gezeigt.او هیچ مقاومت آشکاری نشان نداد. |
| Dativ | Er begegnet dem starken Widerstand mutig.او شجاعانه با مقاومت قوی روبرو میشود. | Sie steht einem passiven Widerstand gegenüber.او با یک مقاومت منفعلانه روبرو است. | Ich rechne mit keinem großen Widerstand.من روی هیچ مقاومت بزرگی حساب نمیکنم. |
| Genitiv | Die Kraft des starken Widerstands ist groß.قدرت مقاومت قوی زیاد است. | Der Sinn eines passiven Widerstands ist klar.معنای یک مقاومت منفعلانه واضح است. | Die Folge keines offenen Widerstands ist bekannt.نتیجه هیچ مقاومت آشکاری شناخته شده نیست. |
| Nominativ | Die politischen Widerstände sind groß.مقاومتهای سیاسی بزرگ هستند. | Neue Widerstände entstehen manchmal.مقاومتهای جدید گاهی اوقات پدیدار میشوند. | Keine starken Widerstände existieren mehr.هیچ مقاومت قوی دیگری وجود ندارد. |
| Akkusativ | Sie überwinden die großen Widerstände bald.آنها به زودی بر مقاومتهای بزرگ غلبه خواهند کرد. | Ich sehe neue Widerstände kommen.من مقاومتهای جدیدی را میبینم که در راهند. | Wir spüren keine starken Widerstände mehr.ما دیگر هیچ مقاومت قوی احساس نمیکنیم. |
| Dativ | Er trotzt den politischen Widerständen oft.او اغلب مقاومتهای سیاسی را به چالش میکشد. | Wir begegnen neuen Widerständen selten.ما به ندرت با مقاومتهای جدید روبرو میشویم. | Sie gibt keinen starken Widerständen nach.او به هیچ مقاومت قوی تسلیم نمیشود. |
| Genitiv | Die Ursache der politischen Widerstände ist komplex.علت مقاومتهای سیاسی پیچیده است. | Der Zweck neuer Widerstände ist wichtig.هدف مقاومتهای جدید مهم است. | Die Wirkung keiner starken Widerstände ist klar.تأثیر هیچ مقاومت قوی واضح نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Widerstand با der است یا die یا das؟
درست آن der Widerstand است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Widerstand مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Widerstand چیست؟
اسم آلمانی Widerstand در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع der Widerstand چیست؟
صورت جمع der Widerstand میشود die Widerstände. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Widerstand به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Widerstand به فارسی یعنی “مقاومت”.
صرف der Widerstand چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Widerstand حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Widerstand
- Akkusativ: den Widerstand
- Dativ: dem Widerstand
- Genitiv: des Widerstands
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →