مفرد
die
Winterzeit
ساعت زمستانی
جمع: die Winterzeiten
چرا اسم Winterzeit حرف تعریف die دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Winterzeit
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Winterzeit | eine Winterzeit | keine Winterzeit |
| Akkusativ | die Winterzeit | eine Winterzeit | keine Winterzeit |
| Dativ | der Winterzeit | einer Winterzeit | keiner Winterzeit |
| Genitiv | der Winterzeit | einer Winterzeit | keiner Winterzeit |
| Nominativ | die Winterzeiten | Winterzeiten | keine Winterzeiten |
| Akkusativ | die Winterzeiten | Winterzeiten | keine Winterzeiten |
| Dativ | den Winterzeiten | Winterzeiten | keinen Winterzeiten |
| Genitiv | der Winterzeiten | Winterzeiten | keiner Winterzeiten |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Winterzeit در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die kurze Winterzeit ist kalt.زمان کوتاه زمستان سرد است. | Eine neue Winterzeit beginnt bald.یک زمان زمستانی جدید به زودی آغاز میشود. | Keine gute Winterzeit ist gut.هیچ زمان زمستانی خوبی خوب نیست. |
| Akkusativ | Ich mag die kurze Winterzeit nicht.من زمان کوتاه زمستان را دوست ندارم. | Wir brauchen eine neue Winterzeit bald.ما به زودی به یک زمان زمستانی جدید نیاز داریم. | Er hat keine gute Winterzeit.او زمان زمستانی خوبی ندارد. |
| Dativ | Ich lebe in der ersten Winterzeit hier.من اینجا در اولین زمان زمستانی زندگی میکنم. | Er arbeitet in einer langen Winterzeit gern.او دوست دارد در یک زمان زمستانی طولانی کار کند. | Sie ist in keiner bekannten Winterzeit mehr.او دیگر در هیچ زمان زمستانی شناخته شدهای نیست. |
| Genitiv | Die Dauer der ganzen Winterzeit ist kurz.مدت زمان کل زمستان کوتاه است. | Der Beginn einer neuen Winterzeit ist wichtig.آغاز یک زمان زمستانی جدید مهم است. | Der Wert keiner bekannten Winterzeit ist bekannt.ارزش هیچ زمان زمستانی شناخته شدهای معلوم نیست. |
| Nominativ | Die verschiedenen Winterzeiten sind wichtig.زمانهای زمستانی مختلف مهم هستند. | Viele Winterzeiten haben Nachteile.بسیاری از زمانهای زمستانی معایبی دارند. | Keine einfachen Winterzeiten gibt es hier.هیچ زمان زمستانی سادهای اینجا وجود ندارد. |
| Akkusativ | Wir sehen die vielen Winterzeiten dort.ما زمانهای زمستانی زیادی را در آنجا میبینیم. | Sie besuchen andere Winterzeiten oft.آنها اغلب از زمانهای زمستانی دیگر بازدید میکنند. | Ich habe keine falschen Winterzeiten gesehen.من هیچ زمان زمستانی اشتباهی ندیدهام. |
| Dativ | Ich spreche von den neuen Winterzeiten oft.من اغلب در مورد زمانهای زمستانی جدید صحبت میکنم. | Wir reden von vielen Winterzeiten jetzt.ما الان در مورد زمانهای زمستانی زیادی صحبت میکنیم. | Sie denken an keinen alten Winterzeiten mehr.آنها دیگر به زمانهای زمستانی قدیمی فکر نمیکنند. |
| Genitiv | Die Grenzen der vielen Winterzeiten sind klar.مرزهای زمانهای زمستانی زیاد واضح هستند. | Die Regeln anderer Winterzeiten sind komplex.قوانین زمانهای زمستانی دیگر پیچیده هستند. | Die Namen keiner alten Winterzeiten sind bekannt.نام هیچ زمان زمستانی قدیمی شناخته شده نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Winterzeit با der است یا die یا das؟
درست آن die Winterzeit است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Winterzeit مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Winterzeit چیست؟
صورت جمع die Winterzeit میشود die Winterzeiten. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Winterzeit به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Winterzeit به فارسی یعنی “ساعت زمستانی”.
صرف die Winterzeit چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Winterzeit حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Winterzeit
- Akkusativ: die Winterzeit
- Dativ: der Winterzeit
- Genitiv: der Winterzeit
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
زمان و تقویم
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →