چرا اسم Woche حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Woche
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Woche | eine Woche | keine Woche |
| Akkusativ | die Woche | eine Woche | keine Woche |
| Dativ | der Woche | einer Woche | keiner Woche |
| Genitiv | der Woche | einer Woche | keiner Woche |
| Nominativ | die Wochen | Wochen | keine Wochen |
| Akkusativ | die Wochen | Wochen | keine Wochen |
| Dativ | den Wochen | Wochen | keinen Wochen |
| Genitiv | der Wochen | Wochen | keiner Wochen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Woche در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die nächste Woche beginnt morgen.هفته آینده فردا شروع میشود. | Eine ganze Woche ist sehr lang.یک هفته کامل خیلی طولانی است. | Das war keine gute Woche.آن هفته خوبی نبود. |
| Akkusativ | Ich nehme mir die ganze Woche frei.من کل هفته را مرخصی میگیرم. | Wir planen eine kurze Woche Urlaub.ما در حال برنامهریزی یک هفته تعطیلات کوتاه هستیم. | Ich hatte keine einfache Woche.من هفته آسانی نداشتم. |
| Dativ | In der nächsten Woche sehen wir uns.هفته آینده همدیگر را میبینیم. | Nach einer langen Woche fahre ich weg.بعد از یک هفته طولانی، من میروم. | Vor keiner ganzen Woche geht es nicht.قبل از یک هفته کامل امکانپذیر نیست. |
| Genitiv | Das Ende der ersten Woche ist da.پایان هفته اول فرا رسیده است. | Während einer ganzen Woche war ich krank.من در طول یک هفته کامل بیمار بودم. | Trotz keiner stressigen Woche kam er.با وجود نداشتن هفتهای پر استرس، او آمد. |
| Nominativ | Die ersten Wochen vergehen schnell.هفتههای اول به سرعت میگذرند. | Schöne Wochen sind vergangen.هفتههای زیبایی گذشتند. | Das sind keine leichten Wochen.اینها هفتههای آسانی نیستند. |
| Akkusativ | Ich vergesse die letzten Wochen nie.من هرگز هفتههای گذشته را فراموش نمیکنم. | Er braucht lange Wochen Pause.او به هفتههای طولانی استراحت نیاز دارد. | Wir haben keine freien Wochen Zeit.ما هیچ هفته آزادی نداریم. |
| Dativ | Mit den letzten Wochen bin ich fertig.کار من با هفتههای گذشته تمام شده است. | Seit wenigen Wochen lerne ich Deutsch.چند هفتهای است که آلمانی یاد میگیرم. | Nach keinen schweren Wochen ist alles vorbei.پس از هیچ هفته سختی، همه چیز تمام میشود. |
| Genitiv | Die Arbeit der letzten Wochen war viel.کار هفتههای گذشته خیلی زیاد بود. | Innerhalb weniger Wochen muss es fertig sein.باید ظرف چند هفته تمام شود. | Wegen keiner freien Wochen fiel es aus.به دلیل نبودن هفتههای آزاد لغو شد. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Woche با der است یا die یا das؟
درست آن die Woche است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Woche مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Woche چیست؟
اسم آلمانی Woche در دسته واژگان سطح مبتدی (A1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Woche چیست؟
صورت جمع die Woche میشود die Wochen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Woche به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Woche به فارسی یعنی “هفته”.
صرف die Woche چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Woche حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Woche
- Akkusativ: die Woche
- Dativ: der Woche
- Genitiv: der Woche
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
A1 مبتدی — کلمات روزمره بسیار رایج
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
زمان و تقویم
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →