مفرد
der
Wortschatz
واژگان
جمع: die Wortschätze
چرا اسم Wortschatz حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Wortschatz
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Wortschatz | ein Wortschatz | kein Wortschatz |
| Akkusativ | den Wortschatz | einen Wortschatz | keinen Wortschatz |
| Dativ | dem Wortschatz | einem Wortschatz | keinem Wortschatz |
| Genitiv | des Wortschatzes | eines Wortschatzes | keines Wortschatzes |
| Nominativ | die Wortschätze | Wortschätze | keine Wortschätze |
| Akkusativ | die Wortschätze | Wortschätze | keine Wortschätze |
| Dativ | den Wortschätzen | Wortschätzen | keinen Wortschätzen |
| Genitiv | der Wortschätze | Wortschätzen | keiner Wortschätzen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Wortschatz در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der Wortschatz ist groß.واژگان زیاد است. | Ein Wortschatz hilft immer.یک واژگان همیشه کمک میکند. | Kein Wortschatz ist genug.هیچ واژگانی کافی نیست. |
| Akkusativ | Ich erweitere den Wortschatz.من واژگان را گسترش میدهم. | Ich brauche einen Wortschatz.من به یک واژگان نیاز دارم. | Ich habe keinen Wortschatz.من واژگان ندارم. |
| Dativ | Ich arbeite an dem Wortschatz.من روی واژگان کار میکنم. | Ich widme mich einem Wortschatz.من خودم را وقف یک واژگان میکنم. | Ich folge keinem Wortschatz-Plan.من از هیچ برنامه واژگانی پیروی نمیکنم. |
| Genitiv | Die Größe des Wortschatzes ist wichtig.اندازه واژگان مهم است. | Der Wert eines Wortschatzes ist hoch.ارزش یک واژگان بالا است. | Ich kenne den Ursprung keines Wortschatzes.من منشأ هیچ واژگانی را نمیدانم. |
| Nominativ | Die Wortschätze sind wichtig.واژگان مهم هستند. | Wortschätze sind oft neu.واژگان اغلب جدید هستند. | Keine Wortschätze sind klein.هیچ واژگانی کوچک نیست. |
| Akkusativ | Wir lernen die Wortschätze.ما واژگان را یاد میگیریم. | Ich suche Wortschätze online.من آنلاین دنبال واژگان هستم. | Ich finde keine Wortschätze.من هیچ واژگانی پیدا نمیکنم. |
| Dativ | Ich arbeite an den Wortschätzen.من روی واژگان کار میکنم. | Ich widme mich Wortschätzen oft.من اغلب خودم را وقف واژگان میکنم. | Ich folge keinen Wortschätzen.من از هیچ واژگانی پیروی نمیکنم. |
| Genitiv | Die Vielfalt der Wortschätze ist groß.تنوع واژگان زیاد است. | Die Entwicklung von Wortschätzen ist langsam.توسعه واژگان کند است. | Ich kenne die Herkunft keiner Wortschätzen.من منشأ هیچ واژگانی را نمیدانم. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Wortschatz با der است یا die یا das؟
درست آن der Wortschatz است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Wortschatz مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Wortschatz چیست؟
صورت جمع der Wortschatz میشود die Wortschätze. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Wortschatz به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Wortschatz به فارسی یعنی “واژگان”.
صرف der Wortschatz چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Wortschatz حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Wortschatz
- Akkusativ: den Wortschatz
- Dativ: dem Wortschatz
- Genitiv: des Wortschatzes
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
آموزش و یادگیری
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →