مفرد
die
Zeitzone
منطقه زمانی
جمع: die Zeitzonen
چرا اسم Zeitzone حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Zeitzone
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Zeitzone | eine Zeitzone | keine Zeitzone |
| Akkusativ | die Zeitzone | eine Zeitzone | keine Zeitzone |
| Dativ | der Zeitzone | einer Zeitzone | keiner Zeitzone |
| Genitiv | der Zeitzone | einer Zeitzone | keiner Zeitzone |
| Nominativ | die Zeitzonen | Zeitzonen | keine Zeitzonen |
| Akkusativ | die Zeitzonen | Zeitzonen | keine Zeitzonen |
| Dativ | den Zeitzonen | Zeitzonen | keinen Zeitzonen |
| Genitiv | der Zeitzonen | Zeitzonen | keiner Zeitzonen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Zeitzone در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die neue Zeitzone ist groß.منطقه زمانی جدید بزرگ است. | Eine wichtige Zeitzone beginnt hier.یک منطقه زمانی مهم از اینجا شروع میشود. | Keine perfekte Zeitzone existiert dort.هیچ منطقه زمانی کاملی در آنجا وجود ندارد. |
| Akkusativ | Ich sehe die große Zeitzone jetzt.من الان منطقه زمانی بزرگ را میبینم. | Wir brauchen eine neue Zeitzone bald.ما به زودی به یک منطقه زمانی جدید نیاز داریم. | Er hat keine passende Zeitzone gefunden.او هیچ منطقه زمانی مناسبی پیدا نکرد. |
| Dativ | Ich lebe in der ersten Zeitzone hier.من اینجا در منطقه زمانی اول زندگی میکنم. | Er arbeitet in einer kleinen Zeitzone gern.او دوست دارد در یک منطقه زمانی کوچک کار کند. | Sie ist in keiner bekannten Zeitzone mehr.او دیگر در هیچ منطقه زمانی شناخته شدهای نیست. |
| Genitiv | Die Farbe der ersten Zeitzone ist blau.رنگ اولین منطقه زمانی آبی است. | Der Beginn einer neuen Zeitzone ist wichtig.آغاز یک منطقه زمانی جدید مهم است. | Der Wert keiner bekannten Zeitzone ist bekannt.ارزش هیچ منطقه زمانی شناخته شدهای معلوم نیست. |
| Nominativ | Die verschiedenen Zeitzonen sind klar.مناطق زمانی مختلف واضح هستند. | Viele Zeitzonen haben Regeln.بسیاری از مناطق زمانی قوانین دارند. | Keine einfachen Zeitzonen gibt es hier.هیچ منطقه زمانی سادهای اینجا وجود ندارد. |
| Akkusativ | Wir sehen die vielen Zeitzonen dort.ما مناطق زمانی زیادی را در آنجا میبینیم. | Sie besuchen andere Zeitzonen oft.آنها اغلب از مناطق زمانی دیگر بازدید میکنند. | Ich habe keine falschen Zeitzonen gesehen.من هیچ منطقه زمانی اشتباهی ندیدهام. |
| Dativ | Ich spreche über den neuen Zeitzonen oft.من اغلب در مورد مناطق زمانی جدید صحبت میکنم. | Wir reden über vielen Zeitzonen jetzt.ما الان در مورد مناطق زمانی زیادی صحبت میکنیم. | Sie denken an keinen alten Zeitzonen mehr.آنها دیگر به مناطق زمانی قدیمی فکر نمیکنند. |
| Genitiv | Die Grenzen der vielen Zeitzonen sind klar.مرزهای مناطق زمانی زیاد واضح هستند. | Die Regeln anderer Zeitzonen sind komplex.قوانین مناطق زمانی دیگر پیچیده هستند. | Die Namen keiner alten Zeitzonen sind bekannt.نام هیچ منطقه زمانی قدیمی شناخته شده نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Zeitzone با der است یا die یا das؟
درست آن die Zeitzone است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Zeitzone مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Zeitzone چیست؟
صورت جمع die Zeitzone میشود die Zeitzonen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Zeitzone به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Zeitzone به فارسی یعنی “منطقه زمانی”.
صرف die Zeitzone چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Zeitzone حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Zeitzone
- Akkusativ: die Zeitzone
- Dativ: der Zeitzone
- Genitiv: der Zeitzone
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
زمان و تقویم
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →