چرا اسم Zink حرف تعریف das دارد؟
بیشتر فلزات و عناصر شیمیایی خنثی هستند.
مثالها
das Gold (طلا), das Silber (نقره), das Eisen (آهن), das Kupfer (مس), das Aluminium (آلومینیوم), das Uran (اورانیوم), das Blei (سرب)
استثناها
der Stahl (فولاد), der Schwefel (گوگرد), der Phosphor (فسفر), die Bronze (برنز)
جدول صرف اسم آلمانی Zink
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | das Zink | ein Zink | kein Zink |
| Akkusativ | das Zink | ein Zink | kein Zink |
| Dativ | dem Zink | einem Zink | keinem Zink |
| Genitiv | des Zinks | eines Zinks | keines Zinks |
| Nominativ | die Zink | Zink | keine Zink |
| Akkusativ | die Zink | Zink | keine Zink |
| Dativ | den Zink | Zink | keinen Zink |
| Genitiv | der Zink | Zink | keiner Zink |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Zink در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Das reine Zink ist {adj}.روی خالص مهم است. | Ein reines Zink ist {adj}.یک روی خالص کمیاب است. | Kein reines Zink ist hier.هیچ روی خالصی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Ich sehe das reine Zink.من روی خالص را میبینم. | Wir brauchen ein reines Zink.ما به یک روی خالص نیاز داریم. | Ich habe kein reines Zink.من روی خالص ندارم. |
| Dativ | Ich gebe dem reinen Zink Wert.من به روی خالص ارزش میدهم. | Ich helfe einem reinen Zink.من به یک روی خالص کمک میکنم. | Ich spreche mit keinem reinen Zink.من با هیچ روی خالصی صحبت نمیکنم. |
| Genitiv | Der Preis des reinen Zinks ist hoch.قیمت روی خالص بالاست. | Der Wert eines reinen Zinks ist gut.ارزش یک روی خالص خوب است. | Die Farbe keines reinen Zinks ist nicht klar.رنگ هیچ روی خالصی واضح نیست. |
| Nominativ | Die reinen Zink sind {adj}.رویهای خالص مهم هستند. | Reine Zink sind {adj}.رویهای خالص کمیاب هستند. | Keine reinen Zink sind hier.هیچ روی خالصی اینجا نیست. |
| Akkusativ | Wir sehen die reinen Zink.ما رویهای خالص را میبینیم. | Wir brauchen reine Zink.ما به رویهای خالص نیاز داریم. | Wir haben keine reinen Zink.ما رویهای خالص نداریم. |
| Dativ | Ich gebe den reinen Zink Wert.من به رویهای خالص ارزش میدهم. | Ich helfe reinen Zink.من به رویهای خالص کمک میکنم. | Ich spreche mit keinen reinen Zink.من با هیچ روی خالصی صحبت نمیکنم. |
| Genitiv | Der Preis der reinen Zink ist hoch.قیمت رویهای خالص بالاست. | Der Wert reiner Zink ist gut.ارزش رویهای خالص خوب است. | Die Farbe keiner reinen Zink ist nicht klar.رنگ هیچ روی خالصی واضح نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Zink با der است یا die یا das؟
درست آن das Zink است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Zink خنثی است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع das Zink چیست؟
اسم Zink معمولاً فقط به صورت مفرد استفاده میشود یا صورت جمع آن مشابه مفرد است.
das Zink به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی das Zink به فارسی یعنی “روی”.
صرف das Zink چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Zink حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: das Zink
- Akkusativ: das Zink
- Dativ: dem Zink
- Genitiv: des Zinks
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
مواد و عناصر
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای خنثی
کاوش →