چرا اسم Zunahme حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Zunahme
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Zunahme | eine Zunahme | keine Zunahme |
| Akkusativ | die Zunahme | eine Zunahme | keine Zunahme |
| Dativ | der Zunahme | einer Zunahme | keiner Zunahme |
| Genitiv | der Zunahme | einer Zunahme | keiner Zunahme |
| Nominativ | die Zunahmen | Zunahmen | keine Zunahmen |
| Akkusativ | die Zunahmen | Zunahmen | keine Zunahmen |
| Dativ | den Zunahmen | Zunahmen | keine Zunahmen |
| Genitiv | der Zunahmen | Zunahmen | keiner Zunahmen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Zunahme در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die schnelle Zunahme ist überraschend.افزایش سریع شگفتانگیز است. | Eine leichte Zunahme ist normal.افزایش جزئی طبیعی است. | Keine große Zunahme ist sichtbar.افزایش بزرگی قابل مشاهده نیست. |
| Akkusativ | Wir beobachten die stetige Zunahme.ما افزایش پیوسته را مشاهده میکنیم. | Sie erwartet eine deutliche Zunahme.او انتظار افزایش قابل توجهی را دارد. | Er sieht keine signifikante Zunahme.او افزایش قابل توجهی نمیبیند. |
| Dativ | Ich rechne mit der erwarteten Zunahme.من روی افزایش مورد انتظار حساب میکنم. | Er freut sich von einer kleinen Zunahme.او از یک افزایش کوچک خوشحال است. | Sie rechnet mit keiner weiteren Zunahme.او انتظار افزایش بیشتری را ندارد. |
| Genitiv | Die Ursache der plötzlichen Zunahme ist unklar.علت افزایش ناگهانی نامشخص است. | Die Folge einer kleinen Zunahme ist gering.نتیجه یک افزایش کوچک ناچیز است. | Der Grund keiner großen Zunahme ist bekannt.دلیل هیچ افزایش بزرگی مشخص نیست. |
| Nominativ | Die starken Zunahmen sind besorgniserregend.افزایشهای شدید نگرانکننده هستند. | Kleine Zunahmen sind oft unbemerkt.افزایشهای کوچک اغلب نادیده گرفته میشوند. | Keine plötzlichen Zunahmen sind zu erwarten.هیچ افزایش ناگهانیای انتظار نمیرود. |
| Akkusativ | Die Firma meldet die neuen Zunahmen.شرکت افزایشهای جدید را گزارش میدهد. | Ich bemerke viele kleine Zunahmen.من افزایشهای کوچک زیادی را متوجه میشوم. | Wir sehen keine großen Zunahmen.ما افزایشهای بزرگی نمیبینیم. |
| Dativ | Er spricht von den starken Zunahmen.او درباره افزایشهای شدید صحبت میکند. | Ich wundere mich von plötzlichen Zunahmen.من از افزایشهای ناگهانی تعجب میکنم. | Sie spricht von keine großen Zunahmen.او درباره هیچ افزایش بزرگی صحبت نمیکند. |
| Genitiv | Die Gründe der starken Zunahmen sind komplex.دلایل افزایشهای شدید پیچیده هستند. | Die Auswirkungen kleiner Zunahmen sind minimal.اثرات افزایشهای کوچک حداقل است. | Die Ursache keiner plötzlichen Zunahmen ist klar.علت هیچ افزایش ناگهانیای مشخص نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Zunahme با der است یا die یا das؟
درست آن die Zunahme است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Zunahme مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Zunahme چیست؟
اسم آلمانی Zunahme در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Zunahme چیست؟
صورت جمع die Zunahme میشود die Zunahmen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Zunahme به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Zunahme به فارسی یعنی “افزایش”.
صرف die Zunahme چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Zunahme حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Zunahme
- Akkusativ: die Zunahme
- Dativ: der Zunahme
- Genitiv: der Zunahme
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →