چرا اسم Aufnahme حرف تعریف die دارد؟
حدود ۹۰ درصد از اسامی که به -e ختم میشوند، مونث هستند.
مثالها
die Lampe (چراغ), die Schule (مدرسه), die Tasche (کیف), die Klasse (کلاس), die Straße (خیابان), die Sonne (خورشید), die Blume (گل)
استثناها
der Junge (پسر), der Löwe (شیر), der Affe (میمون), der Name (اسم), der Käse (پنیر), das Ende (پایان), das Auge (چشم)
جدول صرف اسم آلمانی Aufnahme
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Aufnahme | eine Aufnahme | keine Aufnahme |
| Akkusativ | die Aufnahme | eine Aufnahme | keine Aufnahme |
| Dativ | der Aufnahme | einer Aufnahme | keiner Aufnahme |
| Genitiv | der Aufnahme | einer Aufnahme | keiner Aufnahme |
| Nominativ | die Aufnahmen | Aufnahmen | keine Aufnahmen |
| Akkusativ | die Aufnahmen | Aufnahmen | keine Aufnahmen |
| Dativ | den Aufnahmen | Aufnahmen | keinen Aufnahmen |
| Genitiv | der Aufnahmen | Aufnahmen | keiner Aufnahmen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Aufnahme در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die gute Aufnahme ist gelungen.ضبط خوب موفقیت آمیز بود. | Eine neue Aufnahme beginnt gleich.یک ضبط جدید در شرف شروع است. | Keine passende Aufnahme wurde gefunden.هیچ ضبط مناسبی پیدا نشد. |
| Akkusativ | Ich höre mir die neue Aufnahme an.من به ضبط جدید گوش می دهم. | Er macht eine schnelle Aufnahme.او یک عکس سریع می گیرد. | Wir brauchen keine weitere Aufnahme.ما به برداشت دیگری نیاز نداریم. |
| Dativ | Bei der letzten Aufnahme gab es Probleme.در ضبط آخر مشکلاتی وجود داشت. | Er arbeitet an einer neuen Aufnahme.او روی یک ضبط جدید کار می کند. | Mit keiner einzigen Aufnahme war er zufrieden.او از هیچ ضبطی راضی نبود. |
| Genitiv | Die Qualität der digitalen Aufnahme ist hoch.کیفیت ضبط دیجیتال بالا است. | Das Ergebnis einer langen Aufnahme war perfekt.نتیجه یک ضبط طولانی عالی بود. | Trotz keiner guten Aufnahme haben wir es geschafft.با وجود نداشتن ضبط خوب، ما موفق شدیم. |
| Nominativ | Die alten Aufnahmen sind im Archiv.ضبط های قدیمی در آرشیو هستند. | Neue Aufnahmen wurden veröffentlicht.ضبط های جدیدی منتشر شده است. | Keine weiteren Aufnahmen sind verfügbar.هیچ ضبط دیگری در دسترس نیست. |
| Akkusativ | Sie bearbeitet die digitalen Aufnahmen.او در حال ویرایش ضبط های دیجیتال است. | Ich habe schöne Aufnahmen gemacht.من عکس های زیبایی گرفتم. | Er findet keine besseren Aufnahmen.او هیچ ضبط بهتری پیدا نمی کند. |
| Dativ | Ich bin mit den neuen Aufnahmen zufrieden.من از ضبط های جدید راضی هستم. | Er hilft uns mit wichtigen Aufnahmen.او با ضبط های مهم به ما کمک می کند. | Von keinen alten Aufnahmen gibt es Kopien.هیچ نسخه ای از ضبط های قدیمی وجود ندارد. |
| Genitiv | Die Veröffentlichung der geheimen Aufnahmen wurde gestoppt.انتشار ضبط های مخفی متوقف شد. | Die Analyse vieler Aufnahmen dauert lange.تجزیه و تحلیل بسیاری از ضبط ها زمان زیادی می برد. | Die Echtheit keiner privaten Aufnahmen ist unklar.اصالت هیچ یک از ضبط های خصوصی مشخص نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Aufnahme با der است یا die یا das؟
درست آن die Aufnahme است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Aufnahme مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Aufnahme چیست؟
اسم آلمانی Aufnahme در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Aufnahme چیست؟
صورت جمع die Aufnahme میشود die Aufnahmen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Aufnahme به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Aufnahme به فارسی یعنی “ضبط”.
صرف die Aufnahme چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Aufnahme حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Aufnahme
- Akkusativ: die Aufnahme
- Dativ: der Aufnahme
- Genitiv: der Aufnahme
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
اقدامات و رویدادها
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →