چرا اسم Gewinn حرف تعریف der دارد؟
اکثر اسمهایی که با پیشوند Ge- شروع میشوند، خنثی هستند.
مثالها
das Gebäude (ساختمان), das Gespräch (گفتگو), das Geschenk (هدیه), das Getränk (نوشیدنی), das Geschirr (ظروف), das Gemüse (سبزیجات)
استثناها
der Gebrauch (کاربرد), der Gedanke (فکر), der Geruch (بو), der Geschmack (طعم), der Gewinn (سود), die Gefahr (خطر), die Geschichte (تاریخ), die Geduld (صبر), die Gewalt (قدرت)
جدول صرف اسم آلمانی Gewinn
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Gewinn | ein Gewinn | kein Gewinn |
| Akkusativ | den Gewinn | einen Gewinn | keinen Gewinn |
| Dativ | dem Gewinn | einem Gewinn | keinem Gewinn |
| Genitiv | des Gewinns | eines Gewinns | keines Gewinns |
| Nominativ | die Gewinne | Gewinne | keine Gewinne |
| Akkusativ | die Gewinne | Gewinne | keine Gewinne |
| Dativ | den Gewinnen | Gewinnen | keinen Gewinnen |
| Genitiv | der Gewinne | Gewinne | keiner Gewinne |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Gewinn در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der hohe Gewinn ist sehr erfreulich.سود بالا بسیار خوشحال کننده است. | Ein unerwarteter Gewinn wurde erzielt.یک سود غیرمنتظره به دست آمد. | Kein finanzieller Gewinn war in Sicht.هیچ سود مالی در چشم انداز نبود. |
| Akkusativ | Er meldet den großen Gewinn.او سود بزرگ را گزارش میدهد. | Wir erwarten einen beachtlichen Gewinn.ما انتظار یک سود قابل توجه را داریم. | Ich sehe keinen persönlichen Gewinn darin.من هیچ سود شخصی در آن نمیبینم. |
| Dativ | Mit dem erzielten Gewinn sind wir zufrieden.ما از سود به دست آمده راضی هستیم. | Er rechnet mit einem schnellen Gewinn.او روی یک سود سریع حساب میکند. | Bei keinem guten Gewinn lohnt es sich.با سود کم، ارزشش را ندارد. |
| Genitiv | Die Höhe des tatsächlichen Gewinns ist beeindruckend.میزان سود واقعی چشمگیر است. | Trotz eines beachtlichen Gewinns bleibt er vorsichtig.با وجود سود قابل توجه، او محتاط باقی میماند. | Wegen keines sicheren Gewinns wurde das Projekt gestoppt.به دلیل عدم وجود سود قطعی، پروژه متوقف شد. |
| Nominativ | Die jährlichen Gewinne werden reinvestiert.سودهای سالانه دوباره سرمایهگذاری میشوند. | Zusätzliche Gewinne sind zu versteuern.سودهای اضافی باید مشمول مالیات شوند. | Keine sicheren Gewinne sind garantiert.هیچ سود قطعی تضمین نشده است. |
| Akkusativ | Sie teilt die erzielten Gewinne auf.او سودهای به دست آمده را تقسیم میکند. | Das Unternehmen erzielt hohe Gewinne.شرکت سودهای بالایی به دست میآورد. | Wir haben keine weiteren Gewinne gemacht.ما سود بیشتری کسب نکردهایم. |
| Dativ | Dank den steigenden Gewinnen wächst die Firma.به لطف سودهای فزاینده، شرکت در حال رشد است. | Man muss mit möglichen Gewinnen rechnen.باید روی سودهای احتمالی حساب کرد. | Mit keinen guten Gewinnen plant man.با سودهای نامشخص نمیتوان برنامهریزی کرد. |
| Genitiv | Die Verteilung der erwarteten Gewinne steht an.توزیع سودهای مورد انتظار در پیش است. | Die Analyse hoher Gewinne ist komplex.تحلیل سودهای بالا پیچیده است. | Anstelle keiner erhofften Gewinne gab es Verluste.به جای سودهای مورد امید، زیان وجود داشت. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Gewinn با der است یا die یا das؟
درست آن der Gewinn است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Gewinn مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Gewinn چیست؟
اسم آلمانی Gewinn در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع der Gewinn چیست؟
اسم Gewinn معمولاً فقط به صورت مفرد استفاده میشود یا صورت جمع آن مشابه مفرد است.
der Gewinn به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Gewinn به فارسی یعنی “سود”.
صرف der Gewinn چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Gewinn حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Gewinn
- Akkusativ: den Gewinn
- Dativ: dem Gewinn
- Genitiv: des Gewinns
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
پول و مالی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →