چرا اسم Gewissen حرف تعریف das دارد؟
مصدرهای اسمیشده (فعلهایی که به عنوان اسم به کار میروند) همیشه خنثی هستند.
مثالها
das Essen (خوردن/غذا), das Trinken (نوشیدن), das Lesen (خواندن), das Schreiben (نوشتن), das Leben (زندگی), das Schwimmen (شنا کردن)
استثناها
هیچ استثنائی در صورت اسمی شدن واقعی وجود ندارد.
جدول صرف اسم آلمانی Gewissen
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | das Gewissen | ein Gewissen | kein Gewissen |
| Akkusativ | das Gewissen | ein Gewissen | kein Gewissen |
| Dativ | dem Gewissen | einem Gewissen | keinem Gewissen |
| Genitiv | des Gewissens | eines Gewissens | keines Gewissens |
| Nominativ | die Gewissen | Gewissen | keine Gewissen |
| Akkusativ | die Gewissen | Gewissen | keine Gewissen |
| Dativ | den Gewissen | Gewissen | keinen Gewissen |
| Genitiv | der Gewissen | Gewissen | keiner Gewissen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Gewissen در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Das schlechte Gewissen plagt ihn.وجدان بد او را آزار می دهد. | Ein gutes Gewissen ist wichtig.وجدان خوب مهم است. | Kein kleines Gewissen stört ihn.هیچ وجدان کوچکی او را آزار نمی دهد. |
| Akkusativ | Er hat das reine Gewissen.او وجدان پاکی دارد. | Sie hat ein schlechtes Gewissen.او وجدان بدی دارد. | Ich habe kein gutes Gewissen mehr.من دیگر وجدان خوبی ندارم. |
| Dativ | Er handelt nach dem eigenen Gewissen.او طبق وجدان خودش عمل می کند. | Sie handelt mit einem reinen Gewissen.او با وجدان پاکی عمل می کند. | Man lebt ohne keinem guten Gewissen.فرد بدون وجدان خوب زندگی می کند. |
| Genitiv | Die Stimme des eigenen Gewissens ist laut.صدای وجدان خودش بلند است. | Die Last eines schlechten Gewissens ist schwer.بار وجدان بد سنگین است. | Die Ruhe keines guten Gewissens ist selten.آرامش هیچ وجدان خوبی نادر است. |
| Nominativ | Die guten Gewissen sind rein.وجدان های خوب پاک هستند. | Reine Gewissen sind selten.وجدان های پاک نادر هستند. | Keine schlechten Gewissen sind unschuldig.هیچ وجدان بدی بی گناه نیست. |
| Akkusativ | Man hat die reinen Gewissen.فرد وجدان های پاکی دارد. | Wir haben schlechte Gewissen.ما وجدان های بدی داریم. | Sie hat keine guten Gewissen nicht.او هیچ وجدان خوبی ندارد. |
| Dativ | Sie handeln nach den eigenen Gewissen.آنها طبق وجدان خود عمل می کنند. | Man lebt mit reinen Gewissen.فرد با وجدان های پاک زندگی می کند. | Er lebt ohne keinen schlechten Gewissen.او بدون وجدان بد زندگی می کند. |
| Genitiv | Die Stimmen der eigenen Gewissen sind klar.صداهای وجدان خودشان واضح است. | Die Lasten schlechter Gewissen sind groß.بارهای وجدان های بد زیاد است. | Die Ruhe keiner guten Gewissen ist wichtig.آرامش هیچ وجدان خوبی مهم است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Gewissen با der است یا die یا das؟
درست آن das Gewissen است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Gewissen خنثی است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Gewissen چیست؟
اسم آلمانی Gewissen در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع das Gewissen چیست؟
صورت جمع das Gewissen میشود die Gewissen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
das Gewissen به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی das Gewissen به فارسی یعنی “وجدان”.
صرف das Gewissen چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Gewissen حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: das Gewissen
- Akkusativ: das Gewissen
- Dativ: dem Gewissen
- Genitiv: des Gewissens
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای خنثی
کاوش →