چرا اسم Gott حرف تعریف der دارد؟
اسامی که به اشخاص مذکر اشاره دارند، مذکر هستند.
مثالها
der Mann (مرد), der Vater (پدر), der Bruder (برادر), der Sohn (پسر), der Onkel (عمو/دایی), der Neffe (برادرزاده/خواهرزاده), der Großvater (پدربزرگ)
جدول صرف اسم آلمانی Gott
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Gott | ein Gott | kein Gott |
| Akkusativ | den Gott | einen Gott | keinen Gott |
| Dativ | dem Gott | einem Gott | keinem Gott |
| Genitiv | des Gottes | eines Gottes | keines Gottes |
| Nominativ | die Götter | Götter | keine Götter |
| Akkusativ | die Götter | Götter | keine Götter |
| Dativ | den Göttern | Göttern | keinen Göttern |
| Genitiv | der Götter | Götter | keiner Götter |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Gott در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der allmächtige Gott existiert.خدای قادر مطلق وجود دارد. | Ist das ein guter Gott?آیا آن یک خدای خوب است؟ | Kein wahrer Gott würde das tun.هیچ خدای حقیقی این کار را نمیکرد. |
| Akkusativ | Sie preisen den einzigen Gott.آنها خدای یکتا را ستایش میکنند. | Er sucht einen gnädigen Gott.او به دنبال خدایی مهربان است. | Ich kenne keinen anderen Gott.من خدای دیگری را نمیشناسم. |
| Dativ | Wir danken dem barmherzigen Gott.ما از خدای مهربان تشکر میکنیم. | Er betet zu einem unbekannten Gott.او به خدایی ناشناخته دعا میکند. | Das gefällt keinem echten Gott.هیچ خدای واقعی این را دوست ندارد. |
| Genitiv | Die Gnade des liebenden Gottes ist groß.رحمت خدای مهربان بزرگ است. | Das ist das Werk eines mächtigen Gottes.این کار یک خدای قدرتمند است. | Die Macht keines falschen Gottes währt ewig.قدرت هیچ خدای دروغینی تا ابد باقی نمیماند. |
| Nominativ | Die alten Götter sind verschwunden.خدایان قدیمی ناپدید شدهاند. | Mächtige Götter herrschten hier.خدایان قدرتمندی اینجا حکومت میکردند. | Keine fremden Götter werden verehrt.هیچ خدای بیگانهای پرستش نمیشود. |
| Akkusativ | Man verehrte die römischen Götter.آنها خدایان رومی را میپرستیدند. | Er malte zornige Götter.او خدایان خشمگین را نقاشی کرد. | Wir fürchten keine toten Götter.ما از خدایان مرده نمیترسیم. |
| Dativ | Sie opferten den antiken Göttern.آنها برای خدایان باستانی قربانی کردند. | Er sprach mit weisen Göttern.او با خدایان خردمند صحبت کرد. | Er dient keinen falschen Göttern.او به خدایان دروغین خدمت نمیکند. |
| Genitiv | Der Tempel der griechischen Götter ist alt.معبد خدایان یونانی قدیمی است. | Die Geschichten vieler alter Götter sind bekannt.داستانهای بسیاری از خدایان قدیمی شناخته شده است. | Die Namen keiner vergessenen Götter sind hier.نام هیچ یک از خدایان فراموش شده اینجا نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Gott با der است یا die یا das؟
درست آن der Gott است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Gott مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع der Gott چیست؟
صورت جمع der Gott میشود die Götter. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Gott به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Gott به فارسی یعنی “خدا”.
صرف der Gott چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Gott حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Gott
- Akkusativ: den Gott
- Dativ: dem Gott
- Genitiv: des Gottes
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
جامعه و سیاست
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →