مفرد
die
Vermarktung
بازاریابی
جمع: die Vermarktungen
چرا اسم Vermarktung حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ung ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ung در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Zeitung (روزنامه), die Wohnung (آپارتمان), die Bildung (آموزش), die Hoffnung (امید), die Übung (تمرین), die Meinung (نظر), die Erfahrung (تجربه)
استثناها
der Sprung (پرش), der Schwung (شتاب) - اینها ریشههای فعلی هستند، نه پسوند -ung
جدول صرف اسم آلمانی Vermarktung
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Vermarktung | eine Vermarktung | keine Vermarktung |
| Akkusativ | die Vermarktung | eine Vermarktung | keine Vermarktung |
| Dativ | der Vermarktung | einer Vermarktung | keiner Vermarktung |
| Genitiv | der Vermarktung | einer Vermarktung | keiner Vermarktung |
| Nominativ | die Vermarktungen | Vermarktungen | keine Vermarktungen |
| Akkusativ | die Vermarktungen | Vermarktungen | keine Vermarktungen |
| Dativ | den Vermarktungen | Vermarktungen | keinen Vermarktungen |
| Genitiv | der Vermarktungen | Vermarktungen | keiner Vermarktungen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Vermarktung در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die neue Vermarktung ist wichtig.بازاریابی جدید مهم است. | Eine gute Vermarktung hilft immer.بازاریابی خوب همیشه کمک می کند. | Keine schnelle Vermarktung ist einfach.هیچ بازاریابی سریعی آسان نیست. |
| Akkusativ | Wir brauchen die schnelle Vermarktung.ما به بازاریابی سریع نیاز داریم. | Ich sehe eine gute Vermarktung.من یک بازاریابی خوب میبینم. | Er will keine schlechte Vermarktung.او بازاریابی بد نمیخواهد. |
| Dativ | Ich helfe der neuen Vermarktung gern.من دوست دارم به بازاریابی جدید کمک کنم. | Er hilft einer guten Vermarktung.او به یک بازاریابی خوب کمک میکند. | Sie hilft keiner schlechten Vermarktung.او به هیچ بازاریابی بدی کمک نمیکند. |
| Genitiv | Der Erfolg der neuen Vermarktung ist klar.موفقیت بازاریابی جدید روشن است. | Der Preis einer guten Vermarktung ist hoch.قیمت یک بازاریابی خوب بالاست. | Die Kosten keiner schlechten Vermarktung sind gering.هزینههای هیچ بازاریابی بدی کم است. |
| Nominativ | Die alten Vermarktungen sind vorbei.بازاریابیهای قدیمی تمام شدهاند. | Gute Vermarktungen bringen Erfolg.بازاریابیهای خوب موفقیت میآورند. | Keine neuen Vermarktungen sind geplant.هیچ بازاریابی جدیدی برنامهریزی نشده است. |
| Akkusativ | Sie planen die neuen Vermarktungen.آنها بازاریابیهای جدید را برنامهریزی میکنند. | Wir sehen gute Vermarktungen oft.ما اغلب بازاریابیهای خوب را میبینیم. | Ich sehe keine schlechten Vermarktungen.من هیچ بازاریابی بدی نمیبینم. |
| Dativ | Wir arbeiten an den neuen Vermarktungen.ما روی بازاریابیهای جدید کار میکنیم. | Ich gebe guten Vermarktungen eine Chance.من به بازاریابیهای خوب فرصت میدهم. | Er glaubt keinen schlechten Vermarktungen.او به بازاریابیهای بد اعتقاد ندارد. |
| Genitiv | Die Ziele der neuen Vermarktungen sind hoch.اهداف بازاریابیهای جدید بالا هستند. | Die Wirkung guter Vermarktungen ist stark.تأثیر بازاریابیهای خوب قوی است. | Die Probleme keiner schlechten Vermarktungen sind bekannt.مشکلات هیچ بازاریابی بدی شناخته شده است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Vermarktung با der است یا die یا das؟
درست آن die Vermarktung است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Vermarktung مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Vermarktung چیست؟
صورت جمع die Vermarktung میشود die Vermarktungen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Vermarktung به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Vermarktung به فارسی یعنی “بازاریابی”.
صرف die Vermarktung چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Vermarktung حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Vermarktung
- Akkusativ: die Vermarktung
- Dativ: der Vermarktung
- Genitiv: der Vermarktung
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →