مفرد
die
Abbildung
تصویر
جمع: die Abbildungen
چرا اسم Abbildung حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ung ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ung در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Zeitung (روزنامه), die Wohnung (آپارتمان), die Bildung (آموزش), die Hoffnung (امید), die Übung (تمرین), die Meinung (نظر), die Erfahrung (تجربه)
استثناها
der Sprung (پرش), der Schwung (شتاب) - اینها ریشههای فعلی هستند، نه پسوند -ung
جدول صرف اسم آلمانی Abbildung
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Abbildung | eine Abbildung | keine Abbildung |
| Akkusativ | die Abbildung | eine Abbildung | keine Abbildung |
| Dativ | der Abbildung | einer Abbildung | keiner Abbildung |
| Genitiv | der Abbildung | einer Abbildung | keiner Abbildung |
| Nominativ | die Abbildungen | Abbildungen | keine Abbildungen |
| Akkusativ | die Abbildungen | Abbildungen | keine Abbildungen |
| Dativ | den Abbildungen | Abbildungen | keinen Abbildungen |
| Genitiv | der Abbildungen | Abbildungen | keiner Abbildungen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Abbildung در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die beigefügte Abbildung ist sehr aussagekräftig.تصویر ضمیمه شده بسیار گویا است. | Im Buch ist eine farbige Abbildung zu sehen.یک تصویر رنگی در کتاب دیده میشود. | Keine passende Abbildung war im Anhang enthalten.هیچ تصویر مناسبی در ضمیمه وجود نداشت. |
| Akkusativ | Ich betrachte die schematische Abbildung genau.من تصویر شماتیک را با دقت نگاه میکنم. | Er sucht eine passende Abbildung für seine Präsentation.او به دنبال یک تصویر مناسب برای ارائهاش است. | Ich finde keine verständliche Abbildung im Text.من هیچ تصویر قابل فهمی در متن پیدا نمیکنم. |
| Dativ | Dank der vereinfachten Abbildung verstand ich es.به لطف تصویر ساده شده، آن را فهمیدم. | Er arbeitet mit einer digitalen Abbildung.او با یک تصویر دیجیتال کار میکند. | Mit keiner einzelnen Abbildung ist das möglich.این کار با هیچ تصویر تکی ممکن نیست. |
| Genitiv | Die Qualität der gedruckten Abbildung ist hervorragend.کیفیت تصویر چاپ شده عالی است. | Anhand einer wissenschaftlichen Abbildung wird es klarer.به کمک یک تصویر علمی، موضوع روشنتر میشود. | Trotz keiner erklärenden Abbildung bleibt es unklar.با وجود نبود هیچ تصویر توضیحی، موضوع نامشخص باقی میماند. |
| Nominativ | Die grafischen Abbildungen verdeutlichen den Text.تصاویر گرافیکی متن را روشن میکنند. | Detaillierte Abbildungen sind oft sehr hilfreich.تصاویر با جزئیات اغلب بسیار مفید هستند. | Hier sind keine neuen Abbildungen vorhanden.اینجا هیچ تصویر جدیدی موجود نیست. |
| Akkusativ | Der Professor erklärt die komplexen Abbildungen.استاد تصاویر پیچیده را توضیح میدهد. | Wir benötigen weitere Abbildungen zur Visualisierung.ما برای تجسم به تصاویر بیشتری نیاز داریم. | Das Buch enthält keine farbigen Abbildungen.این کتاب هیچ تصویر رنگی ندارد. |
| Dativ | Der Artikel wird mit den informativen Abbildungen ergänzt.مقاله با تصاویر آموزنده تکمیل شده است. | Das Konzept wird mit technischen Abbildungen erklärt.مفهوم با تصاویر فنی توضیح داده شده است. | Er arbeitet mit keinen abstrakten Abbildungen.او با هیچ تصویر انتزاعیای کار نمیکند. |
| Genitiv | Die Interpretation der historischen Abbildungen ist umstritten.تفسیر تصاویر تاریخی بحثبرانگیز است. | Die Auswahl geeigneter Abbildungen erfordert Zeit.انتخاب تصاویر مناسب نیازمند زمان است. | Das Verständnis keiner schwierigen Abbildungen wird vorausgesetzt.درک تصاویر دشوار پیششرط نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Abbildung با der است یا die یا das؟
درست آن die Abbildung است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Abbildung مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Abbildung چیست؟
اسم آلمانی Abbildung در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Abbildung چیست؟
صورت جمع die Abbildung میشود die Abbildungen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Abbildung به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Abbildung به فارسی یعنی “تصویر”.
صرف die Abbildung چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Abbildung حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Abbildung
- Akkusativ: die Abbildung
- Dativ: der Abbildung
- Genitiv: der Abbildung
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
آموزش و یادگیری
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →