چرا اسم Ausdruck حرف تعریف der دارد؟
این اسم از قانون پسوند خاصی پیروی نمیکند — جنسیت آن بخشی از واژگان پایهای است که همراه با کلمه یاد میگیرید.
جدول صرف اسم آلمانی Ausdruck
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | der Ausdruck | ein Ausdruck | kein Ausdruck |
| Akkusativ | den Ausdruck | einen Ausdruck | keinen Ausdruck |
| Dativ | dem Ausdruck | einem Ausdruck | keinem Ausdruck |
| Genitiv | des Ausdrucks | eines Ausdrucks | keines Ausdrucks |
| Nominativ | die Ausdrücke | Ausdrücke | keine Ausdrücke |
| Akkusativ | die Ausdrücke | Ausdrücke | keine Ausdrücke |
| Dativ | den Ausdrücken | Ausdrücken | keinen Ausdrücken |
| Genitiv | der Ausdrücke | Ausdrücke | keiner Ausdrücke |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Ausdruck در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Der künstlerische Ausdruck ist sehr wichtig.بیان هنری بسیار مهم است. | Ein passender Ausdruck fällt mir nicht ein.عبارت مناسبی به ذهنم نمیرسد. | Kein deutscher Ausdruck beschreibt die Situation.هیچ عبارت آلمانی وضعیت را توصیف نمیکند. |
| Akkusativ | Ich suche den richtigen Ausdruck.من دنبال عبارت درست میگردم. | Er benutzte einen seltsamen Ausdruck.او از یک عبارت عجیب استفاده کرد. | Ich finde keinen passenden Ausdruck.من عبارت مناسبی پیدا نمیکنم. |
| Dativ | Mit dem gewählten Ausdruck bin ich einverstanden.من با عبارت انتخاب شده موافقم. | Er half sich mit einem einfachen Ausdruck.او با یک عبارت ساده به خودش کمک کرد. | Mit keinem einfachen Ausdruck lässt sich das beschreiben.با هیچ عبارت سادهای نمیتوان آن را توصیف کرد. |
| Genitiv | Die Herkunft des alten Ausdrucks ist unbekannt.منشأ عبارت قدیمی ناشناخته است. | Anstelle eines besseren Ausdrucks schwieg er.به جای یک عبارت بهتر، او سکوت کرد. | Trotz keines passenden Ausdrucks verstand man ihn.با وجود نبود عبارت مناسب، حرف او فهمیده شد. |
| Nominativ | Die gewählten Ausdrücke sind sehr poetisch.عبارات انتخاب شده بسیار شاعرانه هستند. | Fachliche Ausdrücke sind oft schwer zu lernen.اصطلاحات فنی اغلب برای یادگیری دشوار هستند. | Keine neuen Ausdrücke wurden im Text verwendet.هیچ عبارت جدیدی در متن استفاده نشده بود. |
| Akkusativ | Sie versteht die idiomatischen Ausdrücke nicht.او عبارات اصطلاحی را نمیفهمد. | Wir lernen heute neue Ausdrücke.ما امروز عبارات جدیدی یاد میگیریم. | Er mag keine veralteten Ausdrücke.او عبارات منسوخ را دوست ندارد. |
| Dativ | Bei den folgenden Ausdrücken musst du aufpassen.باید مراقب عبارات زیر باشید. | Man lernt viel von bildlichen Ausdrücken.آدم از عبارات مجازی چیزهای زیادی یاد میگیرد. | In keinen umgangssprachlichen Ausdrücken schreibt man eine wissenschaftliche Arbeit.یک مقاله علمی با عبارات عامیانه نوشته نمیشود. |
| Genitiv | Die Liste der neuen Ausdrücke ist lang.فهرست عبارات جدید طولانی است. | Die Bedeutung vieler Ausdrücke ist verloren gegangen.معنی بسیاری از عبارات از بین رفته است. | Wegen keiner neuen Ausdrücke war der Text langweilig.به دلیل نبود عبارات جدید، متن خستهکننده بود. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Ausdruck با der است یا die یا das؟
درست آن der Ausdruck است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Ausdruck مذکر است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Ausdruck چیست؟
اسم آلمانی Ausdruck در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع der Ausdruck چیست؟
صورت جمع der Ausdruck میشود die Ausdrücke. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
der Ausdruck به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی der Ausdruck به فارسی یعنی “بیان”.
صرف der Ausdruck چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Ausdruck حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: der Ausdruck
- Akkusativ: den Ausdruck
- Dativ: dem Ausdruck
- Genitiv: des Ausdrucks
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مذکر
کاوش →