مفرد
die
Besetzung
اشغال
جمع: die Besetzungen
چرا اسم Besetzung حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ung ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ung در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Zeitung (روزنامه), die Wohnung (آپارتمان), die Bildung (آموزش), die Hoffnung (امید), die Übung (تمرین), die Meinung (نظر), die Erfahrung (تجربه)
استثناها
der Sprung (پرش), der Schwung (شتاب) - اینها ریشههای فعلی هستند، نه پسوند -ung
جدول صرف اسم آلمانی Besetzung
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Besetzung | eine Besetzung | keine Besetzung |
| Akkusativ | die Besetzung | eine Besetzung | keine Besetzung |
| Dativ | der Besetzung | einer Besetzung | keiner Besetzung |
| Genitiv | der Besetzung | einer Besetzung | keiner Besetzung |
| Nominativ | die Besetzungen | Besetzungen | keine Besetzungen |
| Akkusativ | die Besetzungen | Besetzungen | keine Besetzungen |
| Dativ | den Besetzungen | Besetzungen | keinen Besetzungen |
| Genitiv | der Besetzungen | Besetzungen | keiner Besetzungen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Besetzung در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die neue Besetzung ist perfekt.بازیگران جدید عالی هستند. | Eine gute Besetzung ist schwierig.یک بازیگر خوب دشوار است. | Keine schnelle Besetzung ist möglich.هیچ اشغال سریعی ممکن نیست. |
| Akkusativ | Wir suchen die passende Besetzung noch.ما هنوز به دنبال بازیگران مناسب هستیم. | Ich brauche eine neue Besetzung bald.من به زودی به یک بازیگر جدید نیاز دارم. | Er findet keine gute Besetzung mehr.او دیگر بازیگر خوبی پیدا نمی کند. |
| Dativ | Ich helfe der neuen Besetzung gern.من با کمال میل به بازیگران جدید کمک می کنم. | Er spricht mit einer alten Besetzung kurz.او به طور خلاصه با یک بازیگر قدیمی صحبت می کند. | Sie vertraut keiner fremden Besetzung mehr.او دیگر به هیچ بازیگر غریبه ای اعتماد نمی کند. |
| Genitiv | Das ist die Qualität der ganzen Besetzung.این کیفیت کل بازیگران است. | Die Wahl einer guten Besetzung ist wichtig.انتخاب یک بازیگر خوب مهم است. | Ich kenne die Pläne keiner alten Besetzung.من برنامه های هیچ بازیگر قدیمی را نمی دانم. |
| Nominativ | Die allen Besetzungen sind bekannt.همه بازیگران شناخته شده اند. | Gute Besetzungen sind oft teuer.بازیگران خوب اغلب گران هستند. | Keine neuen Besetzungen sind einfach.هیچ بازیگر جدیدی آسان نیست. |
| Akkusativ | Sie planen die allen Besetzungen sorgfältig.آنها همه بازیگران را با دقت برنامه ریزی می کنند. | Wir brauchen mehr Besetzungen für Filme.ما به بازیگران بیشتری برای فیلم ها نیاز داریم. | Ich sehe keine bekannten Besetzungen dort.من هیچ بازیگر شناخته شده ای را آنجا نمی بینم. |
| Dativ | Wir geben den neuen Besetzungen Rollen.ما به بازیگران جدید نقش می دهیم. | Ich arbeite mit verschiedenen Besetzungen zusammen.من با بازیگران مختلفی همکاری می کنم. | Er hilft keinen kleinen Besetzungen heute.او امروز به هیچ بازیگر کوچکی کمک نمی کند. |
| Genitiv | Die Arbeit der allen Besetzungen ist schwer.کار همه بازیگران دشوار است. | Das ist die Meinung guter Besetzungen.این نظر بازیگران خوب است. | Ich sehe die Probleme keiner neun Besetzungen.من مشکلات هیچ بازیگر جدیدی را نمی بینم. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Besetzung با der است یا die یا das؟
درست آن die Besetzung است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Besetzung مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Besetzung چیست؟
صورت جمع die Besetzung میشود die Besetzungen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Besetzung به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Besetzung به فارسی یعنی “اشغال”.
صرف die Besetzung چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Besetzung حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Besetzung
- Akkusativ: die Besetzung
- Dativ: der Besetzung
- Genitiv: der Besetzung
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →