مفرد
die
Bitterkeit
تلخی
جمع: die Bitterkeiten
چرا اسم Bitterkeit حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -keit ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -keit در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Möglichkeit (امکان), die Freundlichkeit (مهربانی), die Geschwindigkeit (سرعت), die Schwierigkeit (دشواری), die Fähigkeit (توانایی)
جدول صرف اسم آلمانی Bitterkeit
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Bitterkeit | eine Bitterkeit | keine Bitterkeit |
| Akkusativ | die Bitterkeit | eine Bitterkeit | keine Bitterkeit |
| Dativ | der Bitterkeit | einer Bitterkeit | keiner Bitterkeit |
| Genitiv | der Bitterkeit | einer Bitterkeit | keiner Bitterkeit |
| Nominativ | die Bitterkeiten | Bitterkeiten | keine Bitterkeiten |
| Akkusativ | die Bitterkeiten | Bitterkeiten | keine Bitterkeiten |
| Dativ | den Bitterkeiten | Bitterkeiten | keinen Bitterkeiten |
| Genitiv | der Bitterkeiten | Bitterkeiten | keiner Bitterkeiten |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Bitterkeit در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die starke Bitterkeit ist spürbar.تلخی شدید قابل لمس است. | Eine neue Bitterkeit entsteht hier.تلخی جدیدی اینجا پدید میآید. | Keine alte Bitterkeit bleibt zurück.هیچ تلخی قدیمی باقی نمیماند. |
| Akkusativ | Ich spüre die starke Bitterkeit.تلخی شدید را حس میکنم. | Er schmeckt eine leichte Bitterkeit.او تلخی خفیفی را میچشد. | Wir wollen keine Bitterkeit fühlen.ما نمیخواهیم هیچ تلخیای را حس کنیم. |
| Dativ | Mit der starken Bitterkeit leben wir.ما با تلخی شدید زندگی میکنیم. | Er hilft einer neuen Bitterkeit nicht.او به تلخی جدیدی کمک نمیکند. | Sie begegnet keiner Bitterkeit mehr.او دیگر با هیچ تلخیای روبرو نمیشود. |
| Genitiv | Wegen der starken Bitterkeit geht er.به دلیل تلخی شدید، او میرود. | Trotz einer unerwarteten Bitterkeit lacht sie.با وجود تلخی غیرمنتظره، او میخندد. | Die Ursache keiner Bitterkeit ist klar.علت عدم وجود تلخی مشخص است. |
| Nominativ | Die alten Bitterkeiten sind vorbei.تلخیهای قدیمی تمام شدهاند. | Neue Bitterkeiten kommen manchmal auf.تلخیهای جدید گاهی اوقات پدید میآیند. | Keine Bitterkeiten stören uns jetzt.هیچ تلخیای اکنون ما را آزار نمیدهد. |
| Akkusativ | Wir fühlen die alten Bitterkeiten.تلخیهای قدیمی را حس میکنیم. | Er sieht neue Bitterkeiten überall.او تلخیهای جدیدی را همه جا میبیند. | Sie mag keine Bitterkeiten mehr.او دیگر هیچ تلخیای را دوست ندارد. |
| Dativ | Mit den alten Bitterkeiten leben wir.ما با تلخیهای قدیمی زندگی میکنیم. | Er hilft neuen Bitterkeiten nicht.او به تلخیهای جدید کمک نمیکند. | Sie begegnet keinen Bitterkeiten mehr.او دیگر با هیچ تلخیای روبرو نمیشود. |
| Genitiv | Wegen der alten Bitterkeiten geht er.به دلیل تلخیهای قدیمی، او میرود. | Trotz neuer Bitterkeiten lacht sie.با وجود تلخیهای جدید، او میخندد. | Die Ursache keiner Bitterkeiten ist klar.علت عدم وجود تلخیها مشخص است. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Bitterkeit با der است یا die یا das؟
درست آن die Bitterkeit است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Bitterkeit مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
جمع die Bitterkeit چیست؟
صورت جمع die Bitterkeit میشود die Bitterkeiten. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Bitterkeit به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Bitterkeit به فارسی یعنی “تلخی”.
صرف die Bitterkeit چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Bitterkeit حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Bitterkeit
- Akkusativ: die Bitterkeit
- Dativ: der Bitterkeit
- Genitiv: der Bitterkeit
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس موضوع
ویژگیها
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →