چرا اسم Gefahr حرف تعریف die دارد؟
اکثر اسمهایی که با پیشوند Ge- شروع میشوند، خنثی هستند.
مثالها
das Gebäude (ساختمان), das Gespräch (گفتگو), das Geschenk (هدیه), das Getränk (نوشیدنی), das Geschirr (ظروف), das Gemüse (سبزیجات)
استثناها
der Gebrauch (کاربرد), der Gedanke (فکر), der Geruch (بو), der Geschmack (طعم), der Gewinn (سود), die Gefahr (خطر), die Geschichte (تاریخ), die Geduld (صبر), die Gewalt (قدرت)
جدول صرف اسم آلمانی Gefahr
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Gefahr | eine Gefahr | keine Gefahr |
| Akkusativ | die Gefahr | eine Gefahr | keine Gefahr |
| Dativ | der Gefahr | einer Gefahr | keiner Gefahr |
| Genitiv | der Gefahr | einer Gefahr | keiner Gefahr |
| Nominativ | die Gefahren | Gefahren | keine Gefahren |
| Akkusativ | die Gefahren | Gefahren | keine Gefahren |
| Dativ | den Gefahren | Gefahren | keinen Gefahren |
| Genitiv | der Gefahren | Gefahren | keiner Gefahren |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Gefahr در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die große Gefahr ist jetzt vorbei.خطر بزرگ اکنون به پایان رسیده است. | Hier lauert eine unsichtbare Gefahr.یک خطر نامرئی در اینجا در کمین است. | Es besteht keine unmittelbare Gefahr.هیچ خطر فوری وجود ندارد. |
| Akkusativ | Er erkennt die drohende Gefahr.او خطر قریب الوقوع را تشخیص می دهد. | Ich sehe eine ernste Gefahr.من یک خطر جدی می بینم. | Wir wollen keine unnötige Gefahr.ما هیچ خطر غیرضروری نمی خواهیم. |
| Dativ | Wir entkamen der plötzlichen Gefahr.ما از خطر ناگهانی فرار کردیم. | Sie ist einer ständigen Gefahr ausgesetzt.او در معرض یک خطر دائمی قرار دارد. | Er begegnet keiner echten Gefahr.او با هیچ خطر واقعی روبرو نمی شود. |
| Genitiv | Trotz der akuten Gefahr blieb er ruhig.با وجود خطر حاد، او آرام ماند. | Das ist ein Zeichen einer nahenden Gefahr.این نشانه یک خطر نزدیک شونده است. | Wegen keiner offensichtlichen Gefahr wurde die Warnung aufgehoben.به دلیل عدم وجود خطر آشکار، هشدار لغو شد. |
| Nominativ | Die bekannten Gefahren wurden beseitigt.خطرات شناختهشده برطرف شدند. | Neue Gefahren sind aufgetaucht.خطرات جدیدی پدیدار شدهاند. | Keine weiteren Gefahren wurden gemeldet.هیچ خطر دیگری گزارش نشده است. |
| Akkusativ | Man muss die versteckten Gefahren meiden.باید از خطرات پنهان دوری کرد. | Er hat schon viele Gefahren überstanden.او تاکنون از خطرات زیادی جان سالم به در برده است. | Ich sehe keine unüberwindbaren Gefahren.من هیچ خطر غیرقابل حلی نمی بینم. |
| Dativ | Er ist den finanziellen Gefahren ausgesetzt.او در معرض خطرات مالی قرار دارد. | Wir müssen mit unvorhergesehenen Gefahren rechnen.ما باید خطرات پیش بینی نشده را در نظر بگیریم. | Sie waren keinen ernsthaften Gefahren ausgesetzt.آنها در معرض هیچ خطر جدی قرار نگرفتند. |
| Genitiv | Die Liste der möglichen Gefahren ist lang.فهرست خطرات احتمالی طولانی است. | Das ist eine Zeit großer Gefahren.این زمانه خطرات بزرگ است. | Trotz keiner sichtbaren Gefahren war er vorsichtig.با وجود عدم وجود خطرات قابل مشاهده، او محتاط بود. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Gefahr با der است یا die یا das؟
درست آن die Gefahr است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Gefahr مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Gefahr چیست؟
اسم آلمانی Gefahr در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Gefahr چیست؟
صورت جمع die Gefahr میشود die Gefahren. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Gefahr به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Gefahr به فارسی یعنی “خطر”.
صرف die Gefahr چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Gefahr حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Gefahr
- Akkusativ: die Gefahr
- Dativ: der Gefahr
- Genitiv: der Gefahr
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →