چرا اسم Instanz حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -anz یا -enz ختم میشوند، مؤنث هستند.
مثالها
die Eleganz (ظرافت), die Toleranz (تحمل), die Distanz (فاصله), die Existenz (وجود), die Frequenz (بسامد), die Konsequenz (پیامد)
استثناها
der Tanz (رقص), der Kranz (تاج گل), der Schwanz (دم) - کلمات تکهجایی
جدول صرف اسم آلمانی Instanz
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Instanz | eine Instanz | keine Instanz |
| Akkusativ | die Instanz | eine Instanz | keine Instanz |
| Dativ | der Instanz | einer Instanz | keiner Instanz |
| Genitiv | der Instanz | einer Instanz | keiner Instanz |
| Nominativ | die Instanzen | Instanzen | keine Instanzen |
| Akkusativ | die Instanzen | Instanzen | keine Instanzen |
| Dativ | den Instanzen | Instanzen | keinen Instanzen |
| Genitiv | der Instanzen | Instanzen | keiner Instanzen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Instanz در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die höchste Instanz ist hier.بالاترین مرجع اینجاست. | Eine Instanz ist wichtig für uns.یک نمونه برای ما مهم است. | Keine Instanz ist perfekt.هیچ نمونهای کامل نیست. |
| Akkusativ | Wir suchen die höchste Instanz.ما به دنبال بالاترین مرجع هستیم. | Ich brauche eine Instanz schnell.من به سرعت به یک نمونه نیاز دارم. | Er will keine Instanz mehr.او دیگر نمونهای نمیخواهد. |
| Dativ | Ich folge der höchsten Instanz.من از بالاترین مرجع پیروی میکنم. | Er spricht mit einer Instanz.او با یک نمونه صحبت میکند. | Mit keiner Instanz bin ich einig.من با هیچ نمونهای موافق نیستم. |
| Genitiv | Die Entscheidung der höchsten Instanz ist final.تصمیم بالاترین مرجع نهایی است. | Die Rolle einer Instanz ist klar.نقش یک نمونه مشخص است. | Der Einfluss keiner Instanz ist groß.تأثیر هیچ نمونهای بزرگ نیست. |
| Nominativ | Die neuen Instanzen sind aktiv.نمونههای جدید فعال هستند. | Viele Instanzen sind notwendig.نمونههای زیادی لازم است. | Keine Instanzen sind verfügbar.هیچ نمونهای در دسترس نیست. |
| Akkusativ | Sie prüfen die neuen Instanzen.آنها نمونههای جدید را بررسی میکنند. | Wir finden viele Instanzen dort.ما نمونههای زیادی را در آنجا پیدا میکنیم. | Ich sehe keine Instanzen hier.من هیچ نمونهای را اینجا نمیبینم. |
| Dativ | Er hilft den neuen Instanzen.او به نمونههای جدید کمک میکند. | Wir arbeiten mit Instanzen zusammen.ما با نمونهها همکاری میکنیم. | Ich gebe keinen Instanzen Befehle.من به هیچ نمونهای دستور نمیدهم. |
| Genitiv | Die Regeln der neuen Instanzen sind streng.قوانین نمونههای جدید سختگیرانه است. | Die Arbeit von Instanzen ist wichtig.کار نمونهها مهم است. | Der Beginn keiner Instanzen ist bekannt.شروع هیچ نمونهای مشخص نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Instanz با der است یا die یا das؟
درست آن die Instanz است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Instanz مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Instanz چیست؟
اسم آلمانی Instanz در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Instanz چیست؟
صورت جمع die Instanz میشود die Instanzen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Instanz به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Instanz به فارسی یعنی “مرجع”.
صرف die Instanz چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Instanz حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Instanz
- Akkusativ: die Instanz
- Dativ: der Instanz
- Genitiv: der Instanz
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →