چرا اسم Spannung حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ung ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ung در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Zeitung (روزنامه), die Wohnung (آپارتمان), die Bildung (آموزش), die Hoffnung (امید), die Übung (تمرین), die Meinung (نظر), die Erfahrung (تجربه)
استثناها
der Sprung (پرش), der Schwung (شتاب) - اینها ریشههای فعلی هستند، نه پسوند -ung
جدول صرف اسم آلمانی Spannung
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Spannung | eine Spannung | keine Spannung |
| Akkusativ | die Spannung | eine Spannung | keine Spannung |
| Dativ | der Spannung | einer Spannung | keiner Spannung |
| Genitiv | der Spannung | einer Spannung | keiner Spannung |
| Nominativ | die Spannungen | Spannungen | keine Spannungen |
| Akkusativ | die Spannungen | Spannungen | keine Spannungen |
| Dativ | den Spannungen | Spannungen | keinen Spannungen |
| Genitiv | der Spannungen | Spannungen | keiner Spannungen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Spannung در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die hohe Spannung ist gefährlich.ولتاژ بالا خطرناک است. | Eine leichte Spannung liegt in der Luft.یک تنش خفیف در هوا وجود دارد. | Keine große Spannung ist spürbar.هیچ تنش بزرگی قابل توجه نیست. |
| Akkusativ | Ich spüre die innere Spannung.من تنش درونی را احساس می کنم. | Er erzeugt eine hohe Spannung.او یک ولتاژ بالا تولید می کند. | Wir wollen keine unnötige Spannung.ما تنش غیر ضروری نمی خواهیم. |
| Dativ | Ich arbeite an der elektrischen Spannung.من روی ولتاژ الکتریکی کار می کنم. | Er leidet unter einer starken Spannung.او از یک تنش قوی رنج می برد. | Sie begegnet keiner neuen Spannung.او با هیچ تنش جدیدی روبرو نمی شود. |
| Genitiv | Die Ursache der hohen Spannung ist unklar.علت ولتاژ بالا نامشخص است. | Die Wirkung einer starken Spannung ist enorm.اثر یک تنش قوی بسیار زیاد است. | Der Grund keiner großen Spannung ist bekannt.دلیل هیچ تنش بزرگی مشخص نیست. |
| Nominativ | Die elektrischen Spannungen sind hoch.ولتاژهای الکتریکی بالا هستند. | Einige Spannungen sind ungesund.برخی تنش ها ناسالم هستند. | Keine neuen Spannungen sind entstanden.هیچ تنش جدیدی ایجاد نشده است. |
| Akkusativ | Sie vermeiden die politischen Spannungen.آنها از تنش های سیاسی اجتناب می کنند. | Ich fühle oft kleine Spannungen.من اغلب تنش های کوچک را احساس می کنم. | Er mag keine großen Spannungen.او تنش های بزرگ را دوست ندارد. |
| Dativ | Ich begegne den alten Spannungen oft.من اغلب با تنش های قدیمی روبرو می شوم. | Er hilft bei kleinen Spannungen.او در بسیاری از تنش های کوچک کمک می کند. | Sie denkt bei keinen großen Spannungen nach.او به هیچ تنش بزرگی فکر نمی کند. |
| Genitiv | Die Lösung der politischen Spannungen ist wichtig.راه حل تنش های سیاسی مهم است. | Die Folgen vieler Spannungen sind sichtbar.عواقب بسیاری از تنش ها قابل مشاهده است. | Der Ursprung keiner alten Spannungen ist klar.منشأ هیچ تنش قدیمی مشخص نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Spannung با der است یا die یا das؟
درست آن die Spannung است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Spannung مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Spannung چیست؟
اسم آلمانی Spannung در دسته واژگان سطح متوسط (B1) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Spannung چیست؟
صورت جمع die Spannung میشود die Spannungen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Spannung به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Spannung به فارسی یعنی “تنش”.
صرف die Spannung چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Spannung حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Spannung
- Akkusativ: die Spannung
- Dativ: der Spannung
- Genitiv: der Spannung
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B1 متوسط — موضوعات گستردهتر و کلمات انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
مفاهیم انتزاعی
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →