چرا اسم Trennung حرف تعریف die دارد؟
اسمهایی که به -ung ختم میشوند همیشه مؤنث هستند. به پسوند پررنگ -ung در اسم بالا دقت کنید — آن پسوند نشانه جنسیت است.
مثالها
die Zeitung (روزنامه), die Wohnung (آپارتمان), die Bildung (آموزش), die Hoffnung (امید), die Übung (تمرین), die Meinung (نظر), die Erfahrung (تجربه)
استثناها
der Sprung (پرش), der Schwung (شتاب) - اینها ریشههای فعلی هستند، نه پسوند -ung
جدول صرف اسم آلمانی Trennung
چگونگی تغییر در چهار حالت.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | die Trennung | eine Trennung | keine Trennung |
| Akkusativ | die Trennung | eine Trennung | keine Trennung |
| Dativ | der Trennung | einer Trennung | keiner Trennung |
| Genitiv | der Trennung | einer Trennung | keiner Trennung |
| Nominativ | die Trennungen | Trennungen | keine Trennungen |
| Akkusativ | die Trennungen | Trennungen | keine Trennungen |
| Dativ | den Trennungen | Trennungen | keinen Trennungen |
| Genitiv | der Trennungen | Trennungen | keiner Trennungen |
مثال در متن
جملات واقعی با استفاده از Trennung در حالتهای مختلف.
| حالت | معرفه | نکره | منفی |
|---|---|---|---|
| Nominativ | Die erste Trennung ist schmerzhaft.اولین جدایی دردناک است. | Eine solche Trennung ist immer schwer.چنین جدایی همیشه دشوار است. | Keine gute Trennung ist einfach.هیچ جدایی خوبی آسان نیست. |
| Akkusativ | Er akzeptiert die schwere Trennung.او جدایی دشوار را میپذیرد. | Sie erlebt eine neue Trennung.او در حال تجربه یک جدایی جدید است. | Wir wollen keine weitere Trennung.ما هیچ جدایی دیگری نمیخواهیم. |
| Dativ | Nach der langen Trennung geht es besser.بعد از جدایی طولانی، اوضاع بهتر میشود. | Er leidet unter einer schweren Trennung.او از یک جدایی دشوار رنج میبرد. | Sie spricht nicht über keiner eigenen Trennung.او درباره هیچ جدایی شخصی صحبت نمیکند. |
| Genitiv | Die Ursache der bitteren Trennung ist unklar.علت جدایی تلخ نامشخص است. | Die Folgen einer solchen Trennung sind groß.عواقب چنین جدایی بزرگ است. | Der Grund keiner schnellen Trennung ist bekannt.دلیل هیچ جدایی سریعی مشخص نیست. |
| Nominativ | Die vielen Trennungen sind oft traurig.جداییهای زیاد اغلب غمانگیز هستند. | Bittere Trennungen verursachen Kummer.جداییهای تلخ باعث غم و اندوه میشوند. | Keine schnellen Trennungen sind leicht.هیچ جدایی سریعی آسان نیست. |
| Akkusativ | Manchmal sieht man die folgenden Trennungen.گاهی اوقات جداییهای بعدی را میبینید. | Ich fürchte harte Trennungen.من از جداییهای سخت میترسم. | Sie vermeiden keine unnötigen Trennungen.آنها از جداییهای غیرضروری اجتناب نمیکنند. |
| Dativ | Mit den vielen Trennungen muss man leben.باید با جداییهای زیاد زندگی کرد. | Ich helfe bei schweren Trennungen.من در جداییهای دشوار کمک میکنم. | Er hilft keinen plötzlichen Trennungen.او به هیچ جدایی ناگهانی کمک نمیکند. |
| Genitiv | Die Geschichte der vielen Trennungen ist traurig.تاریخچه جداییهای زیاد غمانگیز است. | Die Angst weiterer Trennungen ist real.ترس از جداییهای بیشتر واقعی است. | Der Beginn keiner neuen Trennungen ist leicht.آغاز هیچ جدایی جدیدی آسان نیست. |
سوالات متداول
هر آنچه درباره der، die، das و اپلیکیشن Der Artikel میخواهید بدانید.
آیا Trennung با der است یا die یا das؟
درست آن die Trennung است. در آلمانی، هر اسم یک جنسیت دستوری دارد و Trennung مؤنث است. همیشه باید حرف تعریف را همراه با اسم یاد بگیرید.
سطح CEFR کلمه Trennung چیست؟
اسم آلمانی Trennung در دسته واژگان سطح متوسطه رو به بالا (B2) قرار دارد. این کلمه برای زبانآموزان این سطح ضروری است.
جمع die Trennung چیست؟
صورت جمع die Trennung میشود die Trennungen. در آلمانی، صرفنظر از جنسیت مفرد، همه اسمها در حالت جمع از حرف تعریف معرفه “die” استفاده میکنند.
die Trennung به فارسی چه میشود؟
کلمه آلمانی die Trennung به فارسی یعنی “جدایی”.
صرف die Trennung چگونه است؟
مانند تمام اسمهای آلمانی، Trennung حرف تعریف خود را بر اساس حالت تغییر میدهد. در حالت مفرد، صورتها عبارتند از:
- Nominativ: die Trennung
- Akkusativ: die Trennung
- Dativ: der Trennung
- Genitiv: der Trennung
این تغییرات ضروری هستند زیرا آلمانی از حالتها برای نشان دادن نقش اسم در جمله (مانند فاعل یا مفعول) استفاده میکند. دانستن این اشکال به شما امکان ساخت جملات درست را میدهد.
مرور بر اساس سطح
B2 متوسطه رو به بالا — دقیق و تخصصی
کاوش →
مرور بر اساس موضوع
اقدامات و رویدادها
کاوش →
مرور بر اساس جنسیت
اسمهای مؤنث
کاوش →